فراخوان

پیام همبستگی به کوشندگانِ راستینِ راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در ایران

اصولِ «کوشندگان» برای ائتلافِ بزرگِ ملی

طرح پيشنهادی جدایی ادیان و مذاهب از حکومت و دولت

بایگانی

همراه تارنما شوید

Facebookgoogle_plus

همنشین بهار

همنشین بهار / «طرح بزرگ» استیون هاوکینگ – خدا، وِِل مُعطل است!


همنشین بهار / «طرح بزرگ» استیون هاوکینگ – خدا، وِِل مُعطل است!

مضمون این بحث پیرامون کتاب The Grand Design (طرح بزرگ) است که استیون هاوکینگ با همکاری لئونارد ملودینو نوشته و بسیار بحث‌انگیز شده‌است. چکیده این مطلب اوائل سپتامبر سال ۲۰۱۰، فردای روزی که کتاب فوق منتشر شد، به رشته تحریر درآمد و بخشی از آن در دانشنامه ویکیپدیا هم ثبت شده‌است.

همنشین بهار / یادی از دکتر محمد مصدق – رِندِ شریفِ هوشمند


یادی از دکتر محمد مصدق – رِندِ شریفِ هوشمند

یک نفر می‌خواهد هم پادشاه باشد، هم رئیس کل قوا، هم رئیس‌الوزراء و هم وزیر جنگ؟ آیا این، غیر از استبداد و ارتجاع صرف است؟ در زنگبار هم چنین حکومتی نیست. پس چرا خون شهدای راه آزادی را بی خود ریختید؟ چرا مردم را به کشتن دادید؟ می‌خواستید از روز اول بیایید و بگویید که ما دروغ گفتیم و مشروطه نمی‌خواستیم. یک ملتی است جاهل و باید با چماق آدم شود. من اگر سرم را ببرند، قطعه قطعه‌ام کنند، ریز ریزم کنند، و آقا «سید یعقوب» (انوار) هزار فحش به من بدهد، به این شکل حکومت تن نخواهم داد.

همنشین بهار / پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود


همنشین بهار / پرونده احمد کسروی، ننگ دادگستری ایران بود

این بحث به پرونده عجیب احمد کسروی می‌پردازد که مرتجعین، ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ جانش را گرفتند. او را متهم کردند که به انبیا و اولیا بد و بیراه می‌گوید و قرآن می‌سوزاند، بنابراین مرتد و مهدورالدم است و خلاصه خونش را باید ریخت. ترور آن انسان دردمند که «گفت و گو برانگیزترین روشنفکر دوران مدرنیته ایران» بود، جای تأمل بسیار دارد. بویژه که جامعه مدنی ایران، به گفتمان فقه میرا و آلوده به ستم، گردن نهاد و در هم‌‌آوایی با ملاهای مرتجع، این گزاره را پذیرفت که «بر مسلمان در کشتن کافر حد شرعی روا نیست»!

همنشین بهار / غبارزدایی از آینه‌ها – یادی از کرامت‌الله دانشیان


همنشین بهار / غبارزدایی از آینه‌ها – یادی از کرامت‌الله دانشیان

کرامت‌الله دانشیان، همو که «لحن آب و زمین را خوب می‌فهمید و صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود» در لحظات سخت، وقتی نَفس‌ها در سینه حبس شده بود، از مردم دفاع کرد و به قول شکرالله پاکنژاد، در لحظه‌ای از تاریخ، مظهر جنبش انقلابی ایران بود. در شرایطی که شاملو می‌سرود: «دَر نیست، راه نیست، شب نیست، ماه نیست…» در آن زمستان سرد که «هوا دلگیر، درها بسته و سرها در گریبان» بود، امثال او چون شمع شبانه سوختند تا روشنی بخش محفل دیگران باشند.