فراخوان

پیام همبستگی به کوشندگانِ راستینِ راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در ایران

اصولِ «کوشندگان» برای ائتلافِ بزرگِ ملی

همراه با پیوستِ اصول ”کوشندگان“ برای همکاری مشترک و ائتلاف

تازه در تارنما

همراه تارنما شوید

Facebookgoogle_plus

پرویز ضرغامی / این بار از صدای آمریکا (رویت شعله سعدی در ماه)

مدتی است که در بخش فارسی صدای آمریکا، بویژه در برنامه آقای فلاحتی شخصی شناخته شده از طرف ایرانیان بنام قاسم شعله سعدی را دعوت و با او گفتگو میکنند و در آغاز و طول برنامه از القاب و صفاتی همچون مرد مبارز، شجاع، مردم دوست، ایران دوست و درستکار استفاده میکنند. این تعریفات مرا به این فکر  انداخته که صدای آمریکا یا نمیداند با چه کسی و با چه گذشته و حالی مصاحبه میکند، یا آگاهانه در تدارک آن چیزی که در فرهنگ سیاسی ما بنام چلبی سازی جا افتاده است گام بر میدارد. بنظر میرسد که رسانۀ با اعتبار و پر بیننده ای مانند صدای آمریکا آگاهانه چنین فرد شناخته شده و فاسدی را که معروف به آقای ۵۰٪ است با عناوین راستگو، شجاع و ایراندوست معرفی میکند و به خورد ملت ایران میدهد. از این رو چون ارادتی به آقای فلاحتی و برنامه ایشان دارم وظیفه خود دانستم که حقایقی را که شخصا بدان آگاه هستم به عرض ایشان و هم میهنان خود برسانم.

این جناب قاسم شعله سعدی تا بحال در دو دوره نماینده مجلس اسلامی از فارس بوده است. همه میدانند که نمایندگان مجلس اسلامی چه خصوصیاتی باید داشته باشند و تا چخ اندازه در تقابل با منافع و مصالح میهن و مردم ایران. این از وطن دوستی یا وطن پرستی ایشان. آخرین باری که ایشان کاندید مجلس اسلامی شد آنقدر آش شور بود یا شد که خان هم فهمید و بنام و دلیل سوء استفاده از مقام ایشان را رد صلاحیت کردند. از آن تاریخ آقای شعله سعدی به شغل شریف وکالت و آنهم وکالت افراد و خانواده های مال باختگانی که در جمهوری اسلامی اموال و املاک آنها بنام ضد انقلاب مصادره شده پرداخته و الحق در این کار نه تنها موفق بوده بلکه امروز به شهادت بسیاری اگر نه ثروتمندترین، یکی از ثروتمندان نو کیسه استان فارس میباشد. داستان از این قرار بوده و تا امروز هم چنین است که آقای  قاسم شعله سعدی فرزند باغبان یکی از خانواده های سر شناس و محترم شیراز میباشد، خانواده ای نه چندان ثروتمند ولی بسیار محترم، که البته هیچ عیبی ندارد و میتوان افتخار هم کرد. ایشان قبل از انقلاب تمایلات مذهبی داشته و نه در انقلاب نا شکوهمند شرکت داشته است. ولی در دوران تحصیل با آن هوش سرشار و خدا داده ایشان یک شبه همانند دیگر برادران فرصت طلب مسلمان انقلابی دو آتشه و امام شناس شدند. بعد از دکتر شدن در فرانسه و بازگشت به ایران با برادران سپاه همکاری و باز با همان هوش سرشار و انقلابی خیلی زود با رده های بالای سپاه وارد زد و بند شدند. در گذشته این زد و بند در یافتن افراد مال باخته انقلاب و باز پس گرفتن اموال آنها هم برای ایشان و  هم برای شرکا بسیار نان آور  بوده و هنوز هم میباشد.

شیوه کار چنین است که ایشان و دلالهای ایشان چه در خارج و چه در ایران با این مال باختگان اکثرا محتاج تماس میگیرند که باغ، خانه و یا ملک شما مصادره شده است. من در صورت داشتن وکالت این اموال را که اکثرا بوسیله سپاه مصادره شده و همچنان در دست سپاه میباشد پس میگیرم و هیچ حق وکالتی هم نمیخواهم. ولی اگر موفق شدم ۵۰٪ از ملک را بنام من منتقل باید بکنید! یا قبول یا رد! و چون دست مال باختگان به جائی بند نیست و میدانند که اگر قبول نکنند همان نصف هم به دستشان نمیرسد اکثرا میپذیرند و از حق نمیتوان گذشت که تا حال جناب شعله سعدی به این قول خود وفا کرده و زیر حرف خود نزده ولی یک اشکال در ۵۰٪ باقی مانده همیشه وجود داشته که مال باختگانی که میخواسته اند ان ۵۰٪ خود از معامله را بگیرند دو باره بعنوان اینکه شما ضد انقلاب هستید به مشکل سپاه بر میخوردند و اموال را تحویل آنها نمیدادند. فقط سهم شعله سعدی که انقلابی است آزاد میشد. به همین خاطر دوباره شعله سعدی وارد گود شده مسئله را به صوت انقلابی رفع و رجوع میکرد. بدین صوت و همیشه با همین بیان که حال دادگاه حکم داده و سپاه زیر بار حکم نمیرود، شما بیائید ۵۰٪ سهم خود را به نصف قیمت به من بفروشید و من هم اینک قیمت را نقد به شما میپردازم. این ریسک من است که اگر توانستم زمین یا خانه را پس میگیرم و اگر نتوانستم پول من رفته است ولی شما مقداری از ارزش املاکتان را دریافت کرده اید. بیچاره مال باختگان که سالها چیزی از حق شان را بدست نیاورده اند و امیدی ندارند که بتوانند اموالشان را از شر سپاه نجات دهند و تا امروز دارند به ۲۵٪ از ارزش آن راضی میشوند.

تا امروز آقای شعله سعدی این قول ۲۵٪ را زیر پا نگذاشته و به آن عمل کرده و جالب اینجاست که به مجردی اتمام معامله دوم آن ۵۰٪ مورد اختلاف آزاد و آقای شعله سعدی فورا از سپاه خلع ید میکنند. برای مثال به دو مورد اشاره میکنم: مورد اول ۵۰۰ هکتار از زمینهای عزیز الئا خان قوامی در رژا آباد مرودشت و مورد دوم ۴۵۰ هکتار از زمینهای ابراهیم خان رامجردی پدر همسر خود من می باشند. معجزه اینکه بعد از مالک شدن آقای شعله سعدی سپاه به خرج دولت از سد درودزن یک کانال آب مجانی تا سر زمینهای مالک جدید کشیده و جالب اینکه با انجام این پروژه بودجه کانال کشی به پایان رسیده. معلوم نیست این کانال تقریبا ۳۸ کیلومتری باید به کجا آب رسانی میکرده است.

تا آنجا که من میدانم فقط یک بار آقای شعله سعدی زیر قول خود زده و آن در مورد باغ معروف به باغ انجیره هما بی بی قشقائی است. جریان چنین است که چندین سال پیش روزی آقای ابولحسن نجفی از خوانین قشقائی با هما بی بی تماس میگیرد که آقای شعله سعدی در تماس با من گفته که باغ و خانه شما را سپاه مصادره کرده و امیدی هم برای شما نیست. اگر به من وکالت بدهید پس میگیرم و حق من ۵۰٪ خواهد بود. هما بی بی که واقعا در وضع بد مالی در اروپا بود ناچار قبول کرده و وکالت میدهد. بعد از مدتی با خبر میشود که شعله سعدی باغ انجیره را پس گرفته و مشغول تفکیک و فروش است. به او پیام میدهد که سهم من چه شد و چرا از شما خبری نیست؟ آقای شعله سعدی بوسیله فردی جواب میدهد که اگر سهم میخواهی از سپاه افرادی را بفرستم تا سهم شما را در همین اروپا کف دستت بگذارند! تا آنجا که من میدانم این تنها عهد شکنی است که  ایشان کرده است. باید گفت که ایشان در موارد دیگر بسیار خوش قول و درست کار بوده و به همان ۷۵٪ ناقابل بسنده کرده اند.

این بود قسمتی از کارنامه شجاعت و درستکاری و وطن پرستی کسی که آقای نوری زاده در برنامه تلویزیونی خود ایشان را فرزند شجاع و آزادی خواه ایران نامیدند و بتازگی بعنوان موردی از درستی و درستکاری از طرف صدای آمریکا و جناب فلاحی اکتشاف شده است. از دوستانی که امکان آن را دارند خواهش میکنم این پیام را به آقای فلاحتی و صدای امریکا برسانند. من که دستم بدامن کسی از بزرگان نمیرسد. اگر خواستید میتوانم بیشتر در مورد این فرزند شجاع و درستکار و بقول جناب فلاحتی راستگو و دلیر ایران بگویم و بنویسم. پای حرفم با تمام وجود ایستاده ام، اگر لازم باشد مدارک زنده موجودند.

پرویز ضرغامی

01.08.2017

به اشتراک بگذارید

Facebookgoogle_plus

RSS اخبار دویچه وله