فراخوان

پیام همبستگی به کوشندگانِ راستینِ راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در ایران

اصولِ «کوشندگان» برای ائتلافِ بزرگِ ملی

همراه با پیوستِ اصول ”کوشندگان“ برای همکاری مشترک و ائتلاف

تازه در تارنما

همراه تارنما شوید

Facebookgoogle_plus

پرویز ضرغامی / بر خیز شتر بانا بر بَند کژاوه

لازم میدانم به نام نزدیکترین دوست و همفکر ۳۵ سال  گذشتۀ خود، زنده یاد ابو کریمی با هموطنان دموکرات و آزاد اندیش سخنی در میان بگذارم. آنها که ابو را میشناختند، خوب میدانند که این مرد شریف در حالی که بسیار بردبار بود و به عقاید دیگران احترم میگذاشت تا چه اندازه بر اصول و بینش خود پا بر جا بود. او با تمام طیفهای سیاسی ایران در تماس بود. از چپ تا مشروطه خواه و دمکرات و از تجزیه طلب تا پان ایرانیست. او به سخنان و افکار همگی گوش میداد و سپس بدون هیچ اما و اگری سخن و افکار خود را هم بیان میکرد.

حرف ابو این بودکه

 1ـ ما همگی یک دشمن داریم و آن جمهوری اسلامی است. این اشتراک نخست ما است.

۲ـ همگی از یک جا میائیم و آن ایران است . پس این هم یک اشتراک.

۳ـ همگی سخن از آزادی و برابری و دمکراسی میزنیم. این هم اشتراک دیگر.

۴ـ همگی از پایبندی به اعلامیه جهانی حقوق بشر صحبت میکنیم. همگی به اعادۀ حقوق اقوام  بر پایه اعلامیه حقوق بشر اعتقاد داریم. همگی به آزادی ادیان و دخالت ندادن مذاهب و ادیان در حکومت و اداره کشور اعتقاد داریم. همگی برابری زن و مرد را دنبال میکنیم و مسائلی از این دست که میتوانم تا فردا بشمارم.

اینها اصول مشترک ماست و باید بدان پایبند باشیم، اما هر یک از ما سلیقه دیگری برای رسیدن به این اشتراکات یاد شده داریم و ۳۸ سال است اصول و عقاید خود را فدای سلایق مختلف کرده و دقیقا همان میکنیم که جمهوری اسلامی آرزو دارد، یعنی پراکنده بودن و متحد نشدن. در صورتی که اگر با عقاید مشترک متحد شویم و سلایق را به گفتگو بگذاریم و انشعاب نکنیم، چون هدف مشترک داریم و بدان پایبند هستیم، شیشه عمر رژیم در دست ما خواهد بود. ابو اعتقاد داشت که آنها که جز این میکنند خود را جانشین ملت و سخنگوی آن میدانند و از هم اکنون تصمیم گرفته اند که حرف، حرف آنان است و در فردای سرنگونی رژیم اسلامی اداره کشور باید به این شیوه و یا به آن شیوه باشد. در صوتی که صاحبان کشور یعنی مردمان ایران باید پس از سرنگونی رژیم اسلامی در یک رفراندم و یا انتخاات آزاد رای دهند که چه میخواهند و چه نمیخواهند.

باید یک اتحاد و جنبش فراگیر برقرار شود و در عمل نشان دهد که از طرف بخش بزرگی از تمام مردمان ایران حمایت میشود. آنگاه نمایندگان این جنبش صلاحیت دارند به نمایندگی مردم با هر شخصیت و مرجع بین المللی گفتگو کنند، نه اینکه هر فرد و یا دسته ای خودسرانه به نمایندگی از طرف ملت به این و آن نامه بنویسد و این بخواهد و یا آن آرزو کند.

در مورد آنهایی که بجای اقوام ایرانی اصطلاحاتی مانند ملل یا ملت بکار میبرند، او یعنی ابو معتقد بود اقوام درست است، ولی برایش نتیجه و محتوا مهم بود. او میگفت اگر آنها به اصول نامبرده در بالا اعتقاد دارند و خواستار آن اصول هستند، بگذار بگویند ملل یا ملت های ایران. اگر به آزادی، برابری و حقوق حقه اقوام رسیدیم، بگذار بگویند ملت عرب یا بلوچ یا کرد و یا آذری به حقوق پایمال شده خود دست یافته اند. اگر به حقوق خود نرسیدیم، کل این رنگین کمان به نام ایران قابل دوام نخواهد بود و آینده میهن فروپاشی و از هم گسیختگی ست. در بیان رنگین کمان ایران ابو چنین اعتقاد داشت.

این را هم یادآور شوم که تحصیلات ابو در رشته تاریخ بود. او به تاریخ ایران مسلط بود. درک جامعی از تاریخ ایران داشت و بدرستی آن را تجزیه و تحلیل میکرد. او شرایط جهان امروز را درک کرده بود. یکی از نظراتش این بود که امروز نیز مانند گذشته در این دنیای آشفته باید متحدینی استراژیک داشت تا هم از نظر سیاسی هم اقتصادی بتوان دوام آورد. اقوام ایرانی مشترکات فراوان داشته اند، چه اقتصادی چه فرهنگی و چه سرزمینی.

ما یعنی مردمان ایران چه متحدینی بهتر از خود مردمان ایرانی در منطقه داریم؟ ما که در تمام ۳۰۰۰ سال تاریخ مشترکمان از طرف حکام و شاهان سرکوب شده ایم آنقدر مشترکات داشته ایم که در تمام این دوران هیچ گاه به جان هم نیفتاده و سرزمین مان همواره بروی کتک خوردگان و فراریان دیگر مناطق ایران باز بوده است. اگر کردی از گزند حاکمان کردستان فرار کرده و به فارس، اصفهان یا تبریز رفته، هم او را پذیرفته اند و هم او احساس خانه دوم خود را داشته است.

در فردای سرنگونی رژیم اسلامی، در ایران آزاد فردا بهترین متحدین ما، همان خودیهای تاریخی، یعنی مردمان ایرانی خواهند بود و قطعا متحدین بهتری وجود ندارند. چرا نقد را فدای نسیه کنیم؟ چرا این رنگین کمان تاریخی را از هم بپاشانیم. فردای ما فردایی در برگیرندۀ آزادی و حقوق از دست رفته همگی ماست و تنها با عزم و اراده و به دست خود ما بر قرار خواهد شد. پس یک پارچگی و همبستگی بزرگترین خدمت به همگی ماست. چاره ما از هم پاشیدگی و جداسری نیست.

در مورد اینکه برخی از ستم فارس بر دیگران میگویند، ابو یک اعتقاد داشت: « این از بی سوادی ست و دیگر هیچ! »

در مورد گردهمائی پاسارگاد و حرکت خود جوش مردم در آن مکان، من با ابو روزها در جدل بودیم. ابو با درک عمیقی که از دمکراسی داشت می پرسید آیا اگر هم اکنون در اروپای دموکرات چنین گردهمائی بر پا شود و مردم از طیفهای مختلف فکری در آن شرکت کنند،  کسی حق دارد در یک تجمع مسالمت جو مانع شعار دیگری شود؟ مردم آمدند و هر کس شعار خود را داد. در دموکراسی فرد یا گروه حق دارد شعار خود را بدهد. کسانی که این حق را فقط برای خود محفوظ میدارند و از دیگران سلب میکنند، بکار پیش پرداخت به استبداد هستند. هر فردی و یا گروهی باید شعار و دید خود را برای مردم طرح کند و مردم اگر آن شعار و راه حل را درست بدانند می پذیرند. او به کسانی که بخاطر گردهمایی پاسارگاد فریاد وانفسا برآوردند انتقاد داشت. از این گذشته واقعه پاسارگاد میتینگ تشکیلات خاصی نبود. در کل اعتقاد ابو این بود که یک ناسیونالیزم مثبت میتواند ما مردمان ایرانی را در مبارزه با جمهوری اسلامی یاری دهد. زنده یاد ابو در آخرین مقاله اش با نام “گردهمایی پاسارگاد” در در توصیف حرکت مردم چنین آورده بود که:

«بر خیز شتر بانا بر بَند کژاوه       کز چرخ عیان گشت همی رایَتِ کاوه»

پرویز ضرغامی

24.03.2017

به اشتراک بگذارید

Facebookgoogle_plus

RSS اخبار دویچه وله